تبلیغات
کارگاه مجازی شعر امروز اراک - چند کار کوتاه از فاطمه اسکندری
کارگاه مجازی شعر امروز اراک
چند کار کوتاه از فاطمه اسکندری

شاعر : فاطمه اسکندری

 

آن سوی نیمه شب

 

در کوچه باغ خنده های بی بهانه

 

پروانه ای

 

خسته بودم! ...

 

آسمان، زمین و پنجره ها بیدار

 

در پشت بی کسی شب های تار

 

این سوی صبح

 

با هزاران امید

 

با یاس، نسیم و سپیدار

 

آرام

 

نشسته بودم!...

 

 

........

 

 

تو را در کدام واژه ها گم کرده ام؟!

 

پشت کدام لحظه­های فراموش شده؟!

 

که می­جویم و پیدایت نمی­کنم!...

 

کجای این دفتر؟!

 

لابه­لای کدام برگه­ها؟

 

در حوالی کدام لبخندهای از لب افتاده؟!

 

کجای کوچه­های ذهنم؟

 

بگو تا

 

کجا جستجویت کنم؟!...

 

 

........

 

 

از اولین ریشه­ی باغ

 

تا واپسین تبسم میخک

 

در بزم سالیانه­ی ستاره

 

یکریز می­نوازم با گلبرگ

 

 

........

 

 

وقتی که برگ

 

با دانه­های برف

 

در دام اوفتاد

 

من پشت شاخه­ها

 

در لحظه­ها می­تپیدم

 

انگار هرم نفس بودم

 

در لحظه­های سرد!....

 

 

........

 

 

شبانه

 

مسرور

 

بر پشت بام آرزوهایم

 

حس ممتاز بودن را

 

برای آسمان حکایت کردم

 

انگار آسمان

 

این حکایت را

 

بارها شنیده بود!...

 

 




نویسنده :سعیده فراهانی--
شنبه 21 بهمن 1391-12:41 ق.ظ











آرشیو


نویسندگان


جستجو