تبلیغات
کارگاه مجازی شعر امروز اراک - غزلی از علی مهدیزاده
کارگاه مجازی شعر امروز اراک
غزلی از علی مهدیزاده

شاعر: علی مهدیزاده

 

در حسرت چشم نگرانی كه ندارم

 

هی می رود از دست زمانی كه ندارم

 

 

با هر گذر آه... دم فاصله مانده ست

 

بر سینه من داغ كسانی كه ندارم

 

 

پیشانی من داغ جنون خورده ولی باز

 

شرمنده ام از نام و نشانی كه ندارم

 

 

گفتند كه صید تو همین ست بگیرش

 

ای وای به من! تیر و كمانی كه ندارم!

 

 

در آینه چشمان كسی در پی من بود

 

دنبال چه می گشت؟ همانی كه ندارم؟

 

 

من خسته ام از زندگی از عشق از ایمان

 

ای كاش بگیرم سرطانی كه ندارم

 




نویسنده :سعیده فراهانی--
چهارشنبه 29 خرداد 1392-10:13 ب.ظ











آرشیو


نویسندگان


جستجو