تبلیغات
کارگاه مجازی شعر امروز اراک - غزلی از زنده یاد حسین منزوی
کارگاه مجازی شعر امروز اراک
غزلی از زنده یاد حسین منزوی

شاعر: زنده یاد حسین منزوی

برگرفته شده ازمجموعه غزل "باعشق در حوالی فاجعه"

 

خیال خام پلنگ من به سوی ماه جهیدن بود

...وماه را زبلندایش به روی خاک کشیدن بود

 

پلنگ من- دل مغرورم- پرید وپنجه به خالی زد

که عشق- ماه بلند من- ورای دست رسیدن بود

□

گل شکفته!  خداحافظ اگرچه لحظه ی دیدارت

شروع وسوسه ای درمن به نام دیدن وچیدن بود

 

من وتوآن دو خطیم،آری موازیان به ناچاری

که هر دو باورمان زآغاز به  یکدگرنرسیدن بود

 

اگرچه هیچ گل مرده  دوباره زنده نشد اما

بهاردر گل شیپوری مدام گرم دمیدن بود

 

شراب خواستم وعمرم شرنگ ریخت به کام من

فریبکار دغل پیشه بهانه اش نشنیدن بود

□

چه سرنوشت غم انگیزی که کرم کوچک ابریشم

تمام عمر قفسمی  بافت ولی به فکر پریدن بود




نویسنده :سعیده فراهانی--
دوشنبه 24 تیر 1392-01:51 ب.ظ











آرشیو


نویسندگان


جستجو